دلم هواتو کرده ........... !!!
دله من هواتو کرده کاش می شد تورو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم

هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم حس می کنم پیشه منی هنوزم عاشقترینم
دله من هواتو کرده کاش می شد تورو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم

توی جنگل تنه خیس کبود یه پرنده آشیونه ساخته بود .
خونه داغ عشق خورشید رو تنش جنگل بزرگ خورشید
رو سرش توی جنگل رو درختا می پرید بالاشو رو
برگای درختای جنگل خورشید می کشید تا یه روز ابرای
سنگی اومدن دنیای قشنگشو بهم زدن هر چی
صبر کرد آسمون آبی نشد ابرا موندن هوا آفتابی نشد تا
یه روز دیونه شد از توی جنگل پر کشید رفت و عاقبت به
خورشیدش رسید اما خورشید به تنش آتیش کشید......
مثله پرنده رو زمین فراونه می ره
با اینکه می دونه می سوزه
من همون پرنده بودم که یه روز خورشیدو
دید اسم من یه قصه شد و این قصه رو دنیا شنید ....

پس بده عشقم رو تا برم
من واسه جدایی حاضرم
که من تنها تو بی دردی
چرا خون به دلم کردی
یه زندگی فدای تو شد
فدای لحظه های تو شد
بزار برم فراموشت کنم عزیزم
دل من دیگه تو رو لایق عشق نمی دونه
دل من خسته شده نمی کشه نمی تونه
تو یه خوابی تمومش کن بزار بازشه چشای من
از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من
مدت ها بود که می خواستم برایت بنویسم ولی هر بار یک
حس غریب مرا از نوشتن باز می داشت گویا کسی از اعماق
وجودم صدایم می زد اما این بار سکوت قلم را خواهم شکست
و از تو خواهم نوشت چرا که تنها به تو فکر می کنم
و تنها تویی که اندیشه ات همیشه همراه من است
سخن از دل نوشتم تا شکوه نام و وجودت
را هر لحظه بیشتر و بیشتر احساس کنم

وقتی تو آمدی و دست نيازت را به سويم دراز کردی ، گفتم
از قفس چه می دانی ؟ گفتی : آزادی
از تنهايی ؟ گفتی : همزبانی
از دوستی ؟ : صداقت
از بهار؟: طراوت
از سفر؟: انتظار
از جدایی؟
باز هم گفتم جدايی ؟ سکوت تو مرا شکست .
اگر اميد و بهانه اي دارم براي زنده ماندن قسم به نامت كه تويي آن بهانه من
خواهم تو را مهمان كنم در گوشه اي از قلب خود آيا قبولش ميكني اين خانه ويرانه را ؟؟؟
نمي گم كه دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال يه شونه بودي تا گريه کني صدام کن قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم ..


خوب می دونی عاشقم اما سراغم نمیای
تو نگفتی آخرش از جونه این دل چی می خوای
من که چیزی جز همین یه دل ندارم مال تو
این دل چشمای خیس و بی قرارم مال تو
دل تنهام مال تو همه اشکام مال تو
مال تو جون و دلم همه دنیام مال تو
نم چشمات مال من شب و رویات مال من
غم پنهونه قشنگه خنده هات ته اون چشمای تنهات مال من
دو تا چشمام مال تو که مهربونی
همه دنیام مال تو عزیز جونی
همه اشکام مال تو دریا به دریا
دل تنهام مال تو تا که بمونی
حالا که عاشقه اون نگاهت شدم
شیفته ی پاکی اون چشات شدم
حالا که تموم دنیای منی
داری بازم زیر قولات می زنی
دل تنهام مال تو همه اشکام مال تو
مال تو جون و دلم همه دنیام مال تو
نم چشمات مال من شب و رویات مال من
غم پنهونه قشنگه خنده هات ته اون چشمای تنهات مال من
همه عشق و آرزوم برای تو
تا قیامت می شینم به پای تو
واسه عشقت مثله بارون می بارم
تا یه روز بهم بگی دوست دارم .... !!!
می دونستی دنیای منی ؟ !!!

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني دوستت
دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني دوستت دارم چون
زيباترين روياي خواب مني دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني دوستت دارم چون به يک نگاه عشق
مني ................. !!!
تقدیم به تو .................
من فقط عاشقت هستم .......

اگه تا روزه قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم به راه تو می مونم با دلی پراز صداقت
اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه
اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذرهای کمتر دل من داغه تو داره تا ابد تا روزه آخر
من فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خستم
این تویی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم
اگه با یک قلبه تبداربشم از عشقه تو بیمار یا وجود عاشقم رو ببرن تا چوبه ی دار
اگه زندگیم فناشه طعمه ی خشمه خدا شه یا که در حسرته عشقت روحم از بدن جدا شه
اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی مهربون یا خودپرستی هر که هستی هر چه هستی
من فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلبه خستم
این تویی که می پرستم تو بتی من بت پرستم
بیا که باهم دنیاای بسازیم ............
عاشق بشیمو به عشقمون بنازیم .............
مجنونه من باش لیلی تو باشم .............
بیا که ماشیم بیا تنها نباشیم ............
بیا ببندیم کوله باره سفر .............
بریم از این شهر دوتایی بی خبر ......
بیا بریم به سوی آیندمون .......
گذشتها رو بذاریم پشته سر ........
جایی بریم که دلخوری نباشه ........
دلا تو سینه آهنین نباشه ...........
جایی بریم که مردمش صادقن .........
مهر و وفا فروختنی نباشه .........
هر جا که دلخوشه بهشت همون جاست ...
هر جا که شادی باشه خونه ی ماست ......
آره
بیا ببندیم کوله باره سفر ...............
بریم از این شهر دوتایی بی خبر .....
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد
مي بره ولي يه
نوشته , به اين سادگيا پاك شدني نيست .
گرچه پاره كردن يك كاغذ از شكستن
يك قلب هم ساده تره
ولي تو بنويس ..... ![]()
